گزارشی از دومین نشست تخصصی برگزار شده با عنوان “اصل معاشرت به معروف و تعارض آن با برخی گزاره های فقهی”

دومین نشست تخصصی با عنوان “اصل معاشرت به معروف و تعارض آن با برخی گزاره های فقهی” با حضور آقای دکتر رفسنجانی در دانشگاه شهید مطهری برگزار شد.

ایشان در ابتدا به موضوع شناسی پرداخته، معروف را به نقل از علامه طباطبایی چنین تعریف نمودند: «معروف همان چیزی است که متضمن هدایت عقل، حکم شرع، فضیلت، محاسن، خلق نیکو، سنتهای حسنه و آداب است». در ادامه معاشرت به معروف را در آیات و روایات و همچنین از منظر حقوقی بررسی نمودند که خلاصه آن در ادامه می آید.

واژه «عرف» و «معروف» بیش از ۴۰ بار در قرآن کریم به کار رفته است. بیش از ۲۰ مورد آن به بخش های حقوقی قرآن مربوط است، به ویژه در مواردی که مقررات مربوط به وظایف و فرائض اخلاقی در روابط خانوادگی و اجتماعی است، مانند رابطه میان زن و شوهر، پدر و مادر و فرزندان، اقربا و خویشان نزدیک.

از نظر قرآن کریم اساسی­ترین اصل در رفتار و تعامل بین زوجین معاشرت به معروف است که صریحاً در آیه ۱۹سوره نساء به آن اشاره شده است. این آیات با هدف حمايت از ارزش و منزلت و تأمين حقوق قانوني و اخلاقي زنان نازل شده است. به علاوه از آنجايي که رياست خانواده بر عهده مرد است، مقتضي آن است که نوعاً دست شوهران در تصميمات مربوط به زناشويي بازتر باشد. البته برخی معتقدند معاشرت به دلیل ساختار واژگانی(باب مفاعله) از مفاهیم اجتماعی دو سویه است که هرگاه قید و پسوندی بدان افزوده نشود، گزینه­های چندی در آن جای می‌‌گیرد؛ معاشرت مردان با مردان، زنان با زنان، مردان با زنان در جامعه و مردان با زنان در درون خانواده، که مهمترین آنها گزینه اخیر است.

اصل حُسن معاشرت در روایات: پیامبر اکرم(ص)می‌فرماید: «به سفارش من درباره زنان خود عمل کنید تا از سختی حسابرسی رهایی یابید. هرکس سفارش مرا پاس ندارد وضع او در پیشگاه خداوند سخت خواهد بود. امام صادق(ع)

می­فرماید: «هرچه ایمان بنده افزون شود محبت او به همسرش فزونی می‌‌یابد.

تحلیل حقوقی اصل معاشرت به معروف. ماده ۱۱۰۳ قانون مدنی: «زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگر هستند»

منظور ماده فوق از حُسن معاشرت زوجین با یکدیگر در حدود عرف و عادت و زمان و مکان می‌باشد. برخی از محققان معتقدند بین مفهوم حسن معاشرت مندرج در ماده ۱۱۰۳ و مواد ۱۱۰۴ ق.م: «همکاری در تشیید مبانی خانواده»، ۱۱۰۵ ق.م: «ریاست خانواده»، ۱۱۰۶ و۱۱۰۷ ق.م: «نحوه تعیین زندگی مشترک»، ۱۱۱۷ ق.م: «منع زن از اشتغال به حرفه خاص»، ۱۱۱۸ ق.م: «استقلال زن در دارایی خود»، نسبت عموم و خصوص برقرار است. برخی نیز قائل اند که این مواد قانونی مصادیقی برای تعیین مفهوم حُسن معاشرت می باشد.

به اعتقاد برخی حقوقدانان، دستور حُسن معاشرت مندرج در ماده ۱۱۰۳ ق.م صرفاً یک دستور اخلاقی نیست و ضمانت اجرای قانونی دارد ولی به عقیده بعضی شارحان قانون مدنی، مدلول این ماده ارشادی است و تخلف از آن اثر حقوقی جزایی ندارد، مگر اینکه سوء معاشرت تشدید شده و منجر به نشوز گردد.

اولاً: با استناد به ماده ۱۱۰۸ ق.م(عدم پرداخت نفقه به زن در صورت امتناع از وظایف زوجیت)، می‌‌توان کسی را که وظایف واجب همسری خود(اعم از تمکین خاص و تمکین عام) را ترک کند، متهم به سوء معاشرت نمود و طبق ماده مذکور عمل کرد. همان طور که سوء معاشرت زن استحقاق او را در دریافت نفقه از بین می‌برد، سوء رفتار مرد موجب استحقاق زن در درخواست طلاق(۱۱۳۰ق.م) می‌‌شود؛ اگرچه شاید بتوان گفت استحقاق نفقه یا اذن در طلاق ادله مستقل و مرتبط با خود دارند؛ لکن در فرض عدم دلیل خاص و مستقل، این قابلیت در این ماده وجود دارد که به استناد سوء معاشرت و ایجاد حرجی که به سبب آن حاصل شده است، شبیه این احکام(استحقاق نفقه یا اذن در طلاق) را اجرا نمود

ثانیا: تنها موارد ذکر شده در قانون، مصداق حُسن معاشرت و تخلف از آن نیست. زیرا طبق اصل ۱۶۷ قانون اساسی، می­توان به منابع معتبر اسلامی و فتاوای معتبر نیز رجوع نمود. بنابراین مصادیق حسن معاشرت تنها منحصر در مصادیق احصاء شده در قانون مدنی نیست

نمونه هایی از تعارضات بدوی حُسن معاشرت: تنبیه بدنی زنان، حق اخذ نصف مهر توسط مرد از زن درفرض بخشش کل مهریه با شرایط لازم آن، حضانت، ازدواج صغیر و تمکین عام، قوامیت، حضانت، تعدد زوجات، محدود بودن حق فسخ نکاح، حق تحصیل، عدم حق طلاق برای زوجه، حق خروج از منزل، حق اشتغال.

پاسخ به تعارضات:

۱٫روش نقضی: مجموعه رویات منصوصه و صریحه نسبت به رعایت حال همسران مانند: روایت «زنان بر مرد كريم، غالب مى‏شوند و مرد لئيم، بر زنان مسلّط مى‏گردد. من دوست دارم كريم مغلوب باشم؛ نه لئيم غالب

 ۲٫ روش حَلِّی: تنییه بدنی و واژه ضرب، در فرض نشوز است و آن هم در بستر خانه و نه به شکل ضرب های متعارف و با تاکید بر رعایت مراحل قبل و … .ب) نسبت به خیلی از این موارد به کمک شرط ضمن عقد، احتمال ستم و ظلم و سوء معاشرت منتفی می شود. ج) استفاده از قاعده لاحرج و لاضرار و … که حاکم بر ادله اولیه با فرض تعارض، سوء معاشرت منتفی می شود. د) اصل معاشرت به معروف به دلیل نص و صریح بودن، حاکم بر دیگر ادله می شود.